|
مهندسی آب- صنعتی شاهرود وبلاگ اختصاصی دانشجویان مهندسی آب (water engineering) ورودی 89 دانشگاه صنعتی شاهرود
| ||
|
مشکلات ناشی از نشت آب در سدها:
جريان نشت آب در شالوده و بدنه سد در بسيارى موارد يعنى حدود 30 % خرابي هاى سدهاى خاکى را موجب شده است. اگر شرايط مناسبى براى فرسودن خاک وجود داشته باشد، نشت آب موجب شسته شدن خاک در نقاط مساعد گرديده و چنانچه در ابتداى بروز فرسايش از آن جلوگيرى نگردد به تخريب کلی سد منجر خواهد شد. بطور کلى مى توان دو نوع خرابى را در اثر نشت آب در نظر گرفت که عبارتند از:
الف) فرسايش و پوسته اى شدن
ب) خرابى بر اثر پديده رگ آبى (Piping) www.farazpey.com
[ جمعه ششم آذر ۱۳۹۴ ] [ 8:23 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
چرا بحران آب در ایران؟
بسیاری از کشور ها به منابع آب زیر زمینی خود هنوز دست نزده اند و آن را سرمایه ای برای آیندگان می دانند و از سفره های خود مراقبت می کنند ولی متاسفانه ما در کشورمان با حفر چاه های متعدد بزرگ ترین خیانت را در کاهش چندین متری سطح آب های زیر زمینی را همه ساله در حال مشاهده ایم.
و هم چنین استفاده از آبیاری سنتی در بخش کشاورزی به جای استفاده از سیستم های آبیاری کشاورزی جدید بارانی و قطره ای از جمله روش های مختلف کلاسیک تحت فشار و کاربرد دستگاه های ویل موو و قرقره ای و سنتر پیوت و ... سهم بزرگی در اتلاف منابع آبهای کشور ما را دارد . بخش عظیمی از منابع آب کشور در بخش کشاورزی مصرف می گردد.
از طرفی کنترل آب به صورت صحیح انجام نمی گیرد و بخش زیادی از آب حاصل از بارندگی بصورت رواناب سطحی و گاهی بصورت سیل از دست می رود که بعضا خساراتی نیز وارد می نماید. در این موارد باید با افزایش ایستگاه های آبخیز داری، افزایش پوشش گیاهی و استفاده از عملیات های مختلف این حوزه از جمله احداث بند های خاکی و گابیونی و ... به تلفات و خسارات ناشی از آب پایان داد یا اینکه آن را به حداقل رساند و از فرسایش خاک نیز جلوگیری کرد و به تغذیه سفره آب های زیر زمینی کمک شایانی نمود.
( تا اینجاش دست مهندسین گرامی و دوستان عزیزم رو می بوسه ... ببینم برای آیندگانمون چیکار می کنید دیگه؟ ) قطعا هر هزینه ای در این پروژه ها و حتی هزینه های مربوط به مطالعات اولیه و هیدرولوژیکی تا احداث بندها و عملیات های مختلف و حتی هزینه های طراحی و نصب و راه اندازی سیستم های آبیاری و ... برگشت پذیر خواهد بود و جبران خواهد شد. آنچه برگشت ناپذیر است منابع آب است که جبران نمی شود.
و اما مردم کشورمان نیز در نگه داری و حفظ این منبع ارزشمند نقش به سزایی دارند و می توانند با صرفه جویی در مصرف آب به نوبه خود از این منبع ارزشمند حفاظت و صیانت کنند. [ جمعه هشتم آبان ۱۳۹۴ ] [ 9:30 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
با وجود اینکه نزدیک به 70 درصد از سطح زمین را آب فرا گرفته است ولی «بحران آب» در بسیاری از کشورهای جهان از جمله کشورهای واقع در کمربند خشک زمین مثل ایران، روز به روز ابعاد پیچیده تری به خود می گیرد.
طی 10 سال گذشته متوسط بارش ها از 250 میلیمتر به 242 میلیمتر کاهش یافته و کشور با مسایل بسیار جدی در منابع آب روبروست.
در حال حاضر میزان مصرف آب در ایران 96 میلیارد مترمکعب است و این در مقایسه با 120 میلیارد مترمکعب از کل منابع آب تجدیدشونده نشان دهنده وضعیت بحرانی آب در کشور است. «مهدی میرزایی» کارشناس آب و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز گفت : با توجه به این آمارها و همچنین هشدارهایی که از طرف کارشناسان درباره ی مساله ی بی آبی به گوش می رسد ما حتی در کوتاه مدت برای تابستان پیش رو دارای مشکل جدی هستیم. وی درباره ی احتمال بروز بحران آب در دراز مدت در کشور گفت: با توجه به اقلیم جغرافیایی کشور و تنوع بارشی آن می توان پیش بینی کرد که در آینده مشکل آب در بیشتر مناطق ایران دیده می شود. [ جمعه هشتم آبان ۱۳۹۴ ] [ 9:3 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
سلام دوستان لینک بعضی از فیلم های کلاس های دانشگاه شریف رو براتون گذاشتم همشون نه ولی یه سریش به دردمون میخوره ...
[ جمعه هشتم آبان ۱۳۹۴ ] [ 8:25 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
سلام دوستان لینک دانلود چند کتاب مهندسی آب به زبان انگلیسی رو براتون پست می کنم امیدوارم به دردتون بخوره ...
http://www.hydrograph.ir/دانلود-کتاب-مهندسی-آب-به-زبان-انگلیسی.html#more-909 [ جمعه هشتم آبان ۱۳۹۴ ] [ 8:4 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
آمد سوار قصه ما با دوچرخه اش از پشت سر نماز ودعا با دوچرخه اش می خواستیم پر بکشیم از شکوه عشق وقتی به روی ابر رها با دوچرخه اش دعوای کودکانه ما تازگی نداشت می برد نوبتی به خدا با دوچرخه اش! وقتی می آمد از سر کوچه چه خوب بود گرمای عشق و نان همه جا با دوچرخه اش می آمد وچه زنگ قشنگی به دست داشت عاشق ترین طنین صدا با دوچرخه اش یادم نمی رود مگر از او چه خواستیم هی! دزد بی ملاحظه!... بابا دوچرخه اش!
[ جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 13:7 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
مطالب امتحان اقتصاد مهندسی: ۱) فصل اول تا آخر فصل پنج به علاوه تمارین ۲) فصل شش و فصل هفت و تمارین آنها در حد متن ۳) صفحات 135 تا صفحه 146 بحث استهلاک ۴) فصل 13 قسمت های توصیفی منهای تما رین آخر فصل ۵ ) مطالب اخلاق مهندسی از سایت اقتصاد مهندسی ۶) مطالب مبانی اقتصاد مهندسی از سایت اقتصاد مهندسی ۷) روش های غیر تنزیل از انتشارات دانشکده دریافت شود.
لطفا به دوستانی که نمی دانند مخصوصا دوستان ترم بالایی اطلاع رسانی کنید. با تشکر...
[ دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۱ ] [ 14:48 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
«دوچیز بیپایان هستند: اول «منظومه شمسی»، دوم «نادانی بشر»، در مورد اولی زیاد مطمئن نیستم.» ****** * «سه قدرت بر جهان حکومت میکند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.» ****** * «هیچ کاری برای انسان سختتر از فکرکردن نیست.» ****** * «من نمیدانم انسانها با چه اسلحهای در جنگ جهانی سوم با یکدیگر خواهند جنگید، اما در جنگ جهانی چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود.» بقیه اش [ دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 15:16 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
فقط همین ...
[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 15:7 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود.. ناگهان پسر 4 ساله اش سنگی برداشت و با آن چند خط روی بدنه ماشین کشید. مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که در دستش داشت، این کار را می کرد! در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را از دست داد . وقتی پسرک پدرش را دید، با نگاهی دردناک پرسید : کی انگشتانم دوباره رشد می کنند؟ م...رد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی بر زبان نیاورد. او به سمت ماشینش برگشت و از روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که از کرده خود بسیار ناراحت و پشیمان بود، جلوی ماشین نشست و به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود: « دوستت دارم بابایی ... روز بعد آن مرد خودکشی کرد ! عصبانیت و دوست داشتن هیچ حد و حدودی ندارند. دومی را انتخاب کنید تا یک زندگی زیبا و دوست داشتنی داشته باشید. این را نیز به یاد داشته باشید که : وسایل برای استفاده کردن هستند و انسانها برای دوست داشتن. اما مشکل جهان امروز این است که انسانها مورد استفاده واقع می شوند و به وسایل عشق ورزیده می شود. بیایید همواره این گفته را به یاد داشته باشیم. وسایل برای استفاده کردن هستند. انسانها برای دوست داشتن هستند.
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 10:53 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
ببین...
چگونه از باغ آینه آغاز می شوم تا تو را در مدار عشق بگردم و روشن ترین ستاره را بر سینه کبودترین غروب سنجاق کنم ببین ... چگونه پا به پای اشتیاق عطر علفهای خیس باغ را تجربه می کنم تا از دره زرد حیرت قله سرخ خورشید را پرواز کنم تا ثبت سبزترین اتفاق را به دست نجیب ترین نسیم سر فرود آورم ببین ...
[ سه شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۰ ] [ 12:30 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
شقایق گفت با خنده نه بیمارم، نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه و من بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
...راز شقایق بقیه اش [ سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۹ ] [ 12:47 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
خارج از گود2
[ یکشنبه سوم بهمن ۱۳۸۹ ] [ 13:24 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
خارج از گود گاو ماما می کرد ، گوسفند بع بع می کرد ، سگ واق واق می کرد و همه فریاد می زدند حسنک کجائی؟ شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدتهای زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنک به تن می کند. او هرروز صبح بجای غذادادن به حیوانات جلوی آیینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است، کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند، او او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست سد تا چند لحظه دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد . برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود، اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه روی ریل ریزش کرده است اما حوصله نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد و مسافران قطار مردند. اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود... الآن چند سالیست کوکب همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد، او حتی مهمان خوانده هم ندارد، او اصلا حوصله ی مهمان را ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند،او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. او کلاس بالایی دارد. او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید، چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد، به همین دلیل است دیگر در کتاب های دبستان ما داستان قشنگ وجود ندارد. چوپان دروغگو دیگر به مردم روستا برای نجات از دست گرگها نیاز ندارد، چون چند سالی است که رستم محافظ گله ی اوست. رستم دیگر با افراسیاب دعوا ندارد چون زمان گفتگوی تمدن هاست. رستم دیگر رخش خود را با خود نمی برد چون افراسیاب از او خواسته برای شفاف سازی رخش خود را متوقف کند. چن سالی است بچه های ایران دل به کتاب ها و فیلم های دروغین مثلهری پاتر که اساسی جز بی اساسی ندارند بسته اند. آنان دیگر اسطوره های خود را به یاد نمی آورند. آنان روزگارانی نه چندان دور را به یاد می آورند که بالاترین مقام فرهنگی کشورشان افتخارش این بود که چند سالی در فرنگ بوده و آمال و آرزو های آن ها ، تبادل فرهنگی با کشور های بی اصالت و بی تمدنی غربی بوده، روزگاری که مدیران فرهنگی آن تنهای ایده ای که برای به رخ کشیدن عظمت دیرینه ی فرهنگ ایران زمین به جهانیان داشتند جز بر پایی سفره خانه های سنتی در اماکن باستانی و تاریخی نبوده , همانان بودند که در فضایی که رهبر حکیم انقلاب صحبت از تهاجم فرهنگی ، شبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی می کردند به این می اندیشیدند که چگونه می توان جهانی شد ؟ چگونه می توان کاری کرد که ما هم مثل آنان بیاندیشم ، بپوشیم و بخوانیم ...
[ شنبه هجدهم دی ۱۳۸۹ ] [ 21:33 ] [ حمیدرضا یولچی خانی ]
|
||
| طراح قالب : بیاتو اسکین | Weblog Themes By : Bia2skin.ir | ||