|
مهندسی آب- صنعتی شاهرود وبلاگ اختصاصی دانشجویان مهندسی آب (water engineering) ورودی 89 دانشگاه صنعتی شاهرود
| ||
|
سلام رفقا این سربازی ما هم واسه خودش مثنوی هفتاد من شده. اولا که آقای اعتقادی پور توسط جهاد کشاورزی شهرشون جذب شدند و الان هم در حال گذراندن دوره آموزشی توی سپاه شیروان (خراسان شمالی) هستند. بنده هم که طبق معمول سربازیم رو دو ماه عقب انداختم تا ببینیم چی پیش میاد و خدا چی میخواد!!
[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 9:59 ] [ حامد شایسته پاسه ]
یه روزنامه ی اردنی خبر زده که آمریکا چهار شنبه به ایران حمله میکنه، اینا هم کامنتهای اون تو یه سایت فارسی * ما 4شنبه امتحان داریم لطفا بندازین جمعه * من چهارشنبه امتحان دارم . موندم چیکار کنم . برم جنگ نَرَم جنگ... * پس چرا ساعت شو نگفته؟! شاید ما خونه نباشیم... * حالا من چی بپوشم؟! * میشه بهش بگین موقع برگشت منو به عنوان غنیمت ببرن آمریکا * شام هم میدن؟ * ایول، بالاخره یه بهونه جور شد من پنجشنبه نرم عروسی. از جنگ برگشتم خستم ! تازه اگه اسیر نشم و برگردم * بگو سر راه نون بگیره... * ای بابا حالا نمیشه جمعه عصر باشه آخه عصرای جمعه خیلی دلگیره آقا ما از مسئولین خواهشمندیم جمعه حول و حوش ساعت ۳-۴ حمله کنن بعد از ناهار [ یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 17:33 ] [ حامد شایسته پاسه ]
این مطلبو به پیشنهاد یکی از دوستان گذاشتم
روزی پسربچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. خدمتکار برای سفارش گرفتن سراغش رفت.
پسر پرسید بستنی با شکلات چند است؟
خدمتکار گفت :50 سنت
پسر دستش را در جیبش کرد وتمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید بستنی ساده چند است؟
خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پرشده بود و عده ای هم بیرون منتظر خالی شدن میز بودند با بی حوصلگی و با لحنی تند ی گفت 35 سنت
پسرگفت: لطفا یک بستنی ساده برایم بیاورید
خدمتکار بستنی را آورد و صورتحساب را روی میز گذاشت و رفت. پسر بستنی اش را تمام کرد و پولش رابه صندوقدار پرداخت. هنگامیکه خدمتکار برای تمیز کردن میز بازگشت، گریه اش گرفت. پسربچه روی میز کنار ظرف خالی، 15سنت برای او انعام گذاشته بود
[ چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 16:27 ] [ حامد شایسته پاسه ]
به اطلاع کلیه بچه های مهندسی آب ۸۹ می رساند:
جناب آقای مهندس گلی فرمودند: برای انتخاب واحد ترم ۵ نباید " ساعت ۲ تا ۶ روز سه شنبه " واحدی را انتخاب کنید. چون این ساعت به آزمایشگاه هیدرولیک تعلق دارد. لطفا هر کس این مطلب رو خوند نظر بذاره تا ببینم به چه کسی خبر نرسیده که بهش خبر بدم. [ دوشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۱ ] [ 14:17 ] [ حامد شایسته پاسه ]
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 18:0 ] [ حامد شایسته پاسه ]
دل های مُحبّان تو در سینه شکست تصویر تو را دِل علی آینه بود اندوه تو سنگی شد و آیینه شکست
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 10:39 ] [ حامد شایسته پاسه ]
[ شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 14:56 ] [ حامد شایسته پاسه ]
مطمئنم تا حالا عکس حیات وحش زیادی دیدی ولی این چیزی دیگری است......
به ادامه مطلب مراجعه فرمایید بقیه اش [ چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 21:46 ] [ حامد شایسته پاسه ]
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود میاد. و این همان چیزی است که در قرآن آمده است سورة مباركه الرحمن مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22) 19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد؟۲2 . از آن دو، مروارید و مرجان خارج مىشود. سوره مباركه فرقان آیه 53: « و هو الذي مَرَجَ البحرينِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَينَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً» و اوست كسي كه دو دريا را موج زنان به سوي هم روان كرد اين يكي شيرين و آن يكي شور و تلخ است وميان آندو حريمي استوار قرار داد. [ چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 11:7 ] [ حامد شایسته پاسه ]
[ دوشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۰ ] [ 14:38 ] [ حامد شایسته پاسه ]
فرا رسیدن ماه محرم، ماه عزای حسین (ع) را خدمت همه دوستان تسلیت عرض می کنم البته با ۸ روز تاخیر تو این پست فایلهای مراسمی که شبها تو مسجد برگزار میشه رو براتون گذاشتم که از ۲ بخش روضه و سینه زنی تشکیل شده. حجم فایلها رو به خاطر راحتی دانلود کم کردم بنابراین هرکس فایل با کیفیت مراسمو می خواد به بنده مراجعه کنه. برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.... بقیه اش [ شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰ ] [ 0:5 ] [ حامد شایسته پاسه ]
دوستان لطف کنید تمام تکالیفو انجام بدین و جلسه بعد همراه خودتون بیارین تا بتونیم قبل از پایان ترم کلاسو تمومش کنیم و یه نتیجه ای ازش بگیریم. باتشکر
[ جمعه یازدهم آذر ۱۳۹۰ ] [ 13:5 ] [ حامد شایسته پاسه ]
.... من پول تو جيبي ام را هفتگي از پدرم ميگرفتم تو پول تو جيبي نمي گرفتي هميشه پول در خانه ي شما دم دست بود او هر روز بعد از مدزسه کنار خيابان آدامس ميفروخت ..... بقیه اش [ چهارشنبه دوم آذر ۱۳۹۰ ] [ 23:32 ] [ حامد شایسته پاسه ]
تمام چسب رخمهایت را هم که بخرم باز نه زخمهای من خوب می شود !.. نه زخمهای تو
[ دوشنبه دوم آبان ۱۳۹۰ ] [ 1:56 ] [ حامد شایسته پاسه ]
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن.
پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.
همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری که خودش بهترین تیله هاشو یواشکی پنهان کرده، شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده!
نتیجه اخلاقی داستان:
عذاب وجدان هميشه مال كسي است كه صادق نيست
آرامش مال كسي است كه صادق است
لذت دنيا مال كسي نيست كه با آدم صادق زندگي مي كند
آرامش دنيا مال اون كسي است كه با وجدان صادق زندگي ميكند
[ سه شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۰ ] [ 13:18 ] [ حامد شایسته پاسه ]
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد مگسی را کشتم [ دوشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۰ ] [ 15:27 ] [ حامد شایسته پاسه ]
از بس که این پ نه پ تو این چند مدت گسترش پیدا کرده و همه گیر شده مسئولین در اقدامی شگفت انگیز اقدام به ایجاد ستاد پ نه پ کردند.
انواع روشهای مبارزه رو میتونین در ادامه مطلب بخونین... بقیه اش [ چهارشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۰ ] [ 17:36 ] [ حامد شایسته پاسه ]
سیمون هوگزبرگ، عکاس دانمارکی، مدت بسیاری را برای ساختن طولانی ترین عکس دنیا صرف کرده و نتیجه عکسی شده به طول ۱۰۰ متر و عرض ۷۸ سانتیمتر، عکس با عنوان : "همگی خواهیم مرد، ۱۰۰ متر از بودن" حکایت ساده اما زیبایی از حالتهای روزانه افراد یک شهر در حال گذر از یک نقطه معین در شهر است.۱۷۸نفر در این عکس حضور دارند، تمام شات ها در یک دوره ۲۰ روزه گرفته شده است. [ یکشنبه دهم مهر ۱۳۹۰ ] [ 16:43 ] [ حامد شایسته پاسه ]
با عرض سلام خدمت همه بروبچس.
اخیرا بنده هم به جمع نویسندگان وبلاگ پیوستم. ایشالله بتونم مطالب خوبیو براتون بذارم شما هم با نظرای خوبتون در بهتر شدن مطالبم کمک کنین. خوب بریم سراغ اولین مطلب: تصاویری برای عذاب دادن آقایون و خانمها: بقیه اش [ شنبه نهم مهر ۱۳۹۰ ] [ 15:42 ] [ حامد شایسته پاسه ]
|
||
| طراح قالب : بیاتو اسکین | Weblog Themes By : Bia2skin.ir | ||