مهندسی آب- صنعتی شاهرود
وبلاگ اختصاصی دانشجویان مهندسی آب (water engineering) ورودی 89 دانشگاه صنعتی شاهرود 
قالب وبلاگ طبیعت

به میانه ماه خدا نزدیک شده ایم.. نوای رحمت ایزدی به گوش می رسد.. در قلب زمان اعظم ملائکه آسمان بر زمین می آیند تا بالهایشان را فرش پای ملکوتیان کنند .. آمدند تا تو را بخرند.. آیند تا تو را نزد آن معبودی ببرند که خریدار هر یوسف بد سرشت است ..

لیالی قدر در انتظارند تا فانوس عشق و عاشقی را بنوازند .. معشوقه دل عطر شفا و رحمت را می گستراند ، دلبری می کند تا تو که عاشقی و مجنون ، ناز او را بخری ..

آمده ام به کوی تو گر تو کنی نگاه من ..

ناز خرم ز روی تو گر تو دهی شفای من ..

و آنجاست که این عبد سراپا تقصیر روی به سوی حقیقت عالم می کند و منشور آینده ای مبهم را از دست مولامان حجة بن الحسن (عج) برمی گیرد ..

خدایا چه می شود مارا این شب...... پر از رحمت و برکت.. اما رسم مجنون شدن را نمی دانیم.. نمی دانیم که اگر لیلای عالم کاسه گدایی تورا می شکند ، تورا دوست دارد و در انتظار یک نگاه پر از نیاز توست.. شب قدر آمده است تا تویی که خسته عالم دنیایی.. خسته بندگی تن شده ای.. چنگ در ریسمان معنویت زنی و قرآن را که سرچشمه معنویات عالم است با زبان اشک بیارایی.. با زبانی که تحفه قدح بار است.. با زبانی که کیمیای جلای دل است.. آن محبوبه ای که شنزار گونه های عاشقان را آبیاری می کند تا نهال خوف و رجا در آن برویاند..

شبنمی که اگر لیلای مجنون، گوشه ی چشمی (نیم نگاهی) بر آن کند همه گناهانت اگر به عدد ستارگان آسمان باشد آمرزیده می شود.. آری باید این اشک ها را تحفه قدم او کرد..

لطیفا! حال که در رحمتت را به روی ضعیفان و ثروتمندان معنویت گشوده ای و حال که من ناچیز قلب رمضان را که با شستن خون در رگها جاری می کند در آغوش خود می فشارم.. چگونه می شود این عاشقی که در دام بلای دوست گرفتار است به خود واگذاری..؟!

چگونه می شود آن حال و هوای شبهای قدر را از من بستانی تا در این بحر فانی دست و پا زنم..؟!

چگونه...؟؟!!!

ای الهه ناز! با همه نیاز.. به درگاه تو آمده ام تا قلم عفو بر دریای گناهانم بکشی که با دیدگانی پاک به زیارت آقا حجة بن الحسن (عج) برسم..

ای محرم راز! با دل پر سوز و گداز.. آمده ام تا به شب قدر حلقه گمشده انسانیتم را بیابم که مگر سالک راه تو شوم..

ای خدای بی نیاز! با عطش و عشق ونیاز.. آمده ام  تا به حق بهترین بندگانت.. به حق سید رسولانت و به حق ناله های عصمت عالم ما را هم رنگی الهی بزنی تا خدایی خدایی شویم..........

 

+گاهی خدا آنقدر صدایت را دوست دارد که سکوت می کند تا تو بارها بگویی خدای من......

شبای قدر به یاد همه باشیم...التماس دعا...

[ شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 3:52 ] [ عاطفه محمدیان ]
مامان
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام …...................


بقیه اش
[ یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 3:47 ] [ عاطفه محمدیان ]

" فرزندم برنج بخور ، من گرسنه نیستم " .. و این اولین دروغی بود که به من گفت ........


بقیه اش
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 0:35 ] [ عاطفه محمدیان ]

فقط یه ایرانی می تونه یه ساعت مچی ببنده رو دستش بعد اگه بهش بگی ساعت چنده ؟! موبایلشو در بیاره و ساعت رو اعلام کنه ..!

فقط یه ایرانی می تونه هر چیزی که میوفته رو زمینو با یک فوت ضدعفونی کنه ..!

فقط یه ایرانی می تونه کمتر از یک سال  بعد از مهاجرتش به یه کشور دیگه ، زبان یاد بگیره ، وارد دانشگاه بشه ، تازه شاگرد اول کلاس هم بشه ..!

فقط یه ایرانی می تونه جلد بستنی که هیچی توش نداره رو لیس بزنه ولی بعد وقتی مهمونی تموم شد دیس دیس غذا بریزه تو سطل آشغال ..!

فقط یه ایرانی می تونه طوری از بهشت و جهنم و حیات پس از مرگ صحبت کنه که انگار تور لیدر و هفته ای دو بار میره ..!

فقط یه ایرانی می تونه اسم فیلمارو با شخصیت اصلیش صدا کنه ..!

فقط یه ایرانی می تونه وقتی می ره مهمونی فوری از صاحبخانه بپرسه اینجا متری چند ؟!...

فقط یه ایرانی می تونه تو لاین سرعت پنچرگیری کنه ..!

فقط یه ایرانی می تونه شبا که واسه دستشویی رفتن بیدار میشه سر راه در یخچال رو باز کنه ، توشو نگاه کنه ، بعد درو ببنده و بره بخوابه ..!

فقط یه ایرانی می تونه ماشین کولردار سوار بشه ولی خودشو با روزنامه باد بزنه ..!

فقط یه ایرانی می تونه با پاکت های خالی ساندیس واسه خودش ساک دستی درست کنه ..!

فقط یه ایرانی می تونه 10 ساعت تمام از تاریخ و مردم و آب و هوای کشورش تعریف کنه که خارجیه واسش سؤال پیش بیاد که پس چرا اومدی اینجا ؟؟!..

فقط یه ایرانی می تونه وقتی از یک چیزی اعم از شخص یا شغل یا قومیتی ضربه ای می خوره ، دیگه  نظرش در مورد همه اونجوری می شه ..! مثلاً دخترا همه خائنن ، پسرا همه بی احساسن ، اصفهانی ها همه خسیسن ، موتور سوارا همه بی فرهنگن ...

فقط یه ایرانی می تونه با هزار بدبختی کنکور ارشد شرکت کنه و قبول شه ، بعد خانوادش بگن چون شهرستانه نمیخواد بری ..!

فقط یه منشی ایرونی می تونه خودشو از دکتر بیشتر بگیره ..!!!

فقط یه ایرانی می تونه وقتی پشت فرمونه به پیاده ها فحش بده و وقتی پیاده میره جایی به راننده ها فحش بده ..!

فقط یه ایرانی می تونه از حق اجتماعی خودش فقط در صف نانوایی و تاکسی دفاع کنه ..!

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 19:30 ] [ عاطفه محمدیان ]

    فاطمه زهرا علیهاالسلام می فرماید :

از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم ، در روز جمعه ساعتی است که هیچ مسلمانی مراقب آن نبوده که حاجت خیری از خدای عزوجل بخواهد مگر آنکه حاجت او را برآورده ساخته است ... فاطمه علیهاالسلام می گوید عرض کردم یا رسول الله آن چه ساعتی است ؟ فرمود :

  آن هنگامی است که نصف قرص خورشید در موقع غروب پنهان شود ... پس از آن فاطمه علیهاالسلام به غلام خود فرمود : بر فراز بام درآی و چون دیدی نصف قرص خورشید در هنگام غروب پنهان شد به من خبر ده تا دعا کنم ...

منبع :

کوثر ولایت، ح ،88 ، ص ، 51

+التماس دعا ...

[ جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 0:5 ] [ عاطفه محمدیان ]

۱) در سال 52 جمعه داریم و می دانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی می ماند ...

۲) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است ... بنابراین 263 روز دیگر باقی می ماند ...

۳) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعاً 122 روز می شود ... بنابراین 141 روز باقی می ماند ...

۴) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1ساعت تفریح را می طلبد که جمعاً 15 روز می شود ... پس 126 روز باقی می ماند ...

۵) طبیعتاً 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز می شود ...پس 96 روز باقی می ماند ...

۶)1 ساعت در روز برای گفت و گو و تبادل افکار بصورت تلفنی لازم است ... چرا که انسان موجودی اجتماعی است ... این خود 15 روز است ... پس 81 روز باقی می ماند ...

۷) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص می دهند ... پس 46 روز باقی می ماند ...

۸) تعطیلات  نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند ... پس 16 روز باقی می ماند ...

۹) در سال شما 10 روز را به بازی می گذرانید ... پس 6روز باقی می ماند ....

۱۰) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی می شود و 3 روز دیگر باقی است ...

۱۱) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر می گیرند ... پس 1 روز باقی می ماند ...

۱۲) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست !... چگونه می توان در آن روز درس خواند ...؟؟!!!!

+ این پست صرفاً جهت روحیه دادن به عزیزانی است که امتحان استاتیک رو در حد عالی ندادن ...!

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 21:27 ] [ عاطفه محمدیان ]

اگر گناه وزن داشت ...

هیچ کس را توان آن نبودکه قدمی بردارد ؛ تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی ...

و من شاید ... کمر شکسته ترین بودم .........


بقیه اش
[ دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 14:17 ] [ عاطفه محمدیان ]

 

               عید است ولی بدون او غم داریم ...

عاشق شده ایم و عشق را کم داریم ...

ای کاش که در این عید ظهورش برسد ...

این گونه هزار عید با هم داریم ...

               "اللهم عجل لولیک الفرج"

+عید همه دوستان مبارک..!

 

 

[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 22:7 ] [ عاطفه محمدیان ]
دانشگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوانده شدن کملات در مغز اجنام داده استکه مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنهای کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خواند ... به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آنرا بخانید ...

حالا اگه برگردی می بینی که نمی تونی بخونیش چون ذهنت فهمید و عکس العمل نشون میده ...

عجب ذهن ..... داریم!!

+ همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم ...پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم ...    دل نوشته پروفسور حسابی

[ شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 17:26 ] [ عاطفه محمدیان ]

دانشجوی تهران شمال :

نکته : وقتی میخونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حدامکان غنچه باشه : بی ادب ، تو واقعأ عقلتو از دست دادی ، منو ترسوندی..... 


بقیه اش
[ سه شنبه دوم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 21:50 ] [ عاطفه محمدیان ]

http://img4up.com/up2/85645212337926813853.jpg


گمانم من کسی را دوست دارم ...

حس غریب و آشنا را دوست دارم ... نه نه !

چه میگویم فقط اینکه ... آیا که او یک لحظه ما را دوست دارد ؟!

منظور من اینکه او با من ...

من با او این قصه ها را دوست ... ای وای حرفم این نبود اما ...

سردم شده آب و هوا را دوست دارم ...

حس عجیب پیش او بودن ! نه ! فکر نه ! من خدا را دوست ...

از دور می آید صدای پا و صدا را دوست !!!!!

ای وای بگذار آسوده بگویم ...

         آقا گمانم من شما را دوست دارم ...

 

[ یکشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۰ ] [ 23:28 ] [ عاطفه محمدیان ]
درباره وبلاگ

دوست با معرفت، هنرمند، ادبیات دوست و ...

مصطفی شاهی

14/11/1396 - 10/11/1370
طراح قالب
امکانات وب